تو بگو بامن
همین است
تپه های بی پایان
برآمده گرداگرد من
و باد و خاک و این
حفره ی بی پنجره
تو بگو با من
خواب می بینم آیا
که چنین سرخوشم امروز
یا روییده بر دیوار دخمه ام
این پیچک گمنام
با گل های سپیدش
تو بگو من .
۱۱/۵/۶۸
از کتاب بی چتر بی چراغ
+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم مرداد ۱۳۸۹ ساعت 17:2 توسط رضا چايچی
|
کتاب باله ی ماسه ها